تبليغاتX
شهره
شهره و آناهيتاي كوچولوش
انقدر با خودم مشغولم كه حالي براي نوشتن در مورد آناهيتا و شيرين كارهاش نمي مونه . فرهنگ لغات آناهيتا لغات بيشتري رو در خودش جا داده. تاب تاب / بابا / ماما ( با التماس )/ دو(دوغ)/ دا(داغ)/ جو جو ( به سختي مي شه فهميد) هاپ هاپ / گوش (گوشت ) چ ( چايي) آچ ( آش) .خووب (خوبم) . اينا تقريباَ لغاتي ان كه آناهيتا روزانه به كار مي بره. ولي بازم نسبت به سنش كمه . آناهيتا همچنان كسر وزن داره . باباش سرما خورد وآني هم پشت سرش سرما خورد. و مثل هميشه سرما خوردگيش طولاني.. حدود 12/13 روزي هست كه باهاش مشغولم . از پله قشنگ بدون كمك بالا مي ره و پايين رو هم مي ياد ولي بايد خيلي مراقبش بود. همچنان مي رقصه . چند روز پيشا رفته بوديم فروشگاه شهرك و اونجا فروشنده بردش پشت پيشخون و داشت باهاش بازي مي كرد براش عروسك از اينا كه آهنگ روشونه گذاشته بود و آناهيتا حسابي براش مي رقصيد. ديدم فروشندهه حسابي غش كرده از خنده . يا چند روز پيش رفته بوديم تو دستشويي كه خانوم جيش كنه همون زمان داشت برنامه آهنگ تندرستي حامديان رو پخش مي كرد و به جاي جيش كردن شروع كرد رقصيدن. كلاَ فهمش خيلي بالا رفته يعني همون لسينينگش و بيشتر چيزا رو مي فهمه.الان كه ادامه مطلبم رو مي نويسم ديگه آني جونم خوب شده و خودم هم بهترم . خاله آني هم اينجاست و خيلي اوضاع بهتره . خدا رو شكر. راستي من نمي دونم چرا از نوشي خبري نيست . كسي خبري ازش نداره؟؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 18:10  توسط شهره  |